جنبش ایران بزرگ

به ثبت میرساند

 

کلمات و اصطلاحات سیاسی از ابزار مبارزه سیاسی هستند.  هر کلمه و یا اصطلاح، مفهوم و بار سیاسی مخصوص به خود را دارد.  در راه نجات ایران و به منظور رفع کمبودهایی که مانع انسجام آرزو و تواناییهای مردم برای مقابله با حکومت جهل و جنون و جنایت آخوندی شده اند جنبش ایران بزرگ مفاهیم مبارزاتی زیر را از طریق این پایگاه اینترنتی "www.iranebozorg.org" بنام جنبش ایران بزرگ و به تاریخ 18 تیر 1385 خورشیدی به ثبت میرساند:

 

در بررسیهای مبارزات و ادبیات سیاسی اخیر برای نجات ایران کاربرد "شورای عالی انتقال" را در جایی ندیده ایم.  کلمه "جابجایی" با معنی و در محتوایی که ما بکار میبریم بکار برده نشده است.  کلمه "مدیریت" هم با معنی و در محتوایی که ما بکار میبریم شفاف بکار برده نشده و یا روی آن تکیه نشده است.  الگوی میز سه پایه هم نوآوری جنبش ایران بزرگ است.

بنابر این:

استفاده از نام "شورای عالی انتقال" و کوتاه شده آن "شعا" منحصر به جنبش ایران بزرگ میباشد.  هرگونه تفسیر و تعریف که مفهوم "شورای عالی انتقال" را برساند بایستی با ذکر ماخذ یعنی جنبش ایران بزرگ بعنوان مبتکر و صاحب امتیاز این مفهوم باشد.

پیشنهاد به "جابجایی حکومت" و استفاده از مفهوم این "جابجایی" مطابق با آنچه که ما در اینجا آورده ایم باید با ذکر نام جنبش ایران بزرگ بعنوان ماخذ این پیشنهاد باشد.

استفاده از مفهوم "مدیریت" مطابق با آنچه که ما اینجا آورده ایم بلا مانع میباشد و نیاز به ذکر نام جنبش ایران بزرگ نمیباشد.

الگوی میز سه پایه طرح ابتکاری جنبش ایران بزرگ میباشد و هرگونه اشاره به آن بایستی با ذکر ماخذ یعنی جنبش ایران بزرگ بعنوان مبتکر و صاحب امتیاز این مفهوم باشد.

به آگاهی میرسانیم که ما توانایی منع قانونی برای جلوگیری از استفاده نابجا از نامها و مفاهیمی که تعریف کرده ایم نداریم.  عدم ذکر نام جنبش ایران بزرگ بعنوان ماخذ و یا صاحب امتیاز مفهومهای بکار برده شده منع معرفتی دارد.  یعنی هر گروهی که بدون ذکر نام جنبش ایران بزرگ و دادن اعتبار لازم به آن از این نامها و مفاهیم استفاده کند در حق ما و مبارزه برای نجات ایران بی معرفتی کرده است.  یک بی معرفت حق را ناحق میکند و منافع خود را برتر از دیگران میداند.  و این در راه نجات ایران نفی و رسوایی آن شخص و یا گروه خواهد بود.

 

الگوی میز سه پایه

جنبش ایران بزرگ الگوی میز سه پایه را بعنوان اساس عملیات نجات ایران پیشنهاد میکند.  بر اساس این الگو صفحه میز خواسته مردم برای آزادی و عدالت اجتماعی است.  این میز برای ثبات و استواری به حداقل سه پایه نیاز دارد.  یک پایه مردم هستند.  پایه دیگر، یک رسانه برای ارتباط با مردم میباشد.  پایه سوم، مدیریت هست که بین خواسته مردم و ابزارها و راهکارهای موجود هماهنگی بوجود بیاورد.  این مدیر با بررسی ابزارها و راهکار های موجود، مناسبترین راهکار را انتخاب و پیشنهاد میکند تا در مدت معین به مقصد ایران آزاد و دمکراتیک قابل برسیم. 

 

مدیریت در مقابل رهبری

تعریف میکنیم که رهبری یعنی پیشبردن بسوی مقصدی و از راهی.  رهبر یعنی کسی که راه را بلد است و راه را بسوی مقصد نشان میدهد.  رهبری هنگامی نیاز است که مقصد و یا راه رسیدن به مقصد و یا هر دو مشخص نباشند و یا ما بلد نباشیم.  رهبر نیازی به پاسخگویی ندارد زیرا که راه را میداند و از جلو میرود و دیگران بدنبالش راه میافتند. 

مبارزه برای نجات ایران نیاز به رهبر و رهبری ندارد زیرا که هم راه و هم مقصد معلوم هستند.  اگر همه نه، بسیاری از ما بلد شده ایم که "حکومت آخوندی باید برود" و برای رسیدن به این مقصد راهکارهای متفاوتی هم وجود دارند و یا پیشنهاد میشوند.  سوال اینست که چگونه از این راهها به مقصد نجات ایران برسیم .  انتخاب راه مناسب و تلاش در آن راه برای نجات ایران مدیریت میخواهد.

تعریف میکنیم که مدیریت یعنی هماهنگی ابزار، تواناییها، و راهکارهای موجود و یا تلاش برای پیدا کردن و یا تولید ابزار و راهکارهای لازم برای انجام کار.  مدیر یعنی مسئول مدیریت، یعنی کار گذار، یعنی کسی که مسئولیت برای انجام کار دارد و برای انجام این مسئولیت توانایی تصمیم گیری برای دیگران به او داده شده است.  مدیر در مقابل کاری که انجام میدهد و تصمیمی که میگیرد پاسخگو میباشد زیرا او همه پاسخها را ندارد و توانایی انجام همه کارها را ندارد.  تواناییهای مدیر نه تنها ناشی از خودش هست بلکه گروهی که او مدیریت آنها را بر عهده دارد مجموعه توانایی های او را تشکیل میدهد.  و چون در این مجموعه، کار گروهی خواهد بود هر کدام و از جمله مدیر به دیگری پاسخگو میباشد.  مدیر چون مسئولیت انجام کار از راه هماهنگی تواناییهای افراد را دارد در مقابل درخواست کنندگان کار پاسخگو است.

مبارزه برای نجات ایران مدیر میخواهد تا از راه مدیریت به مقصد برسیم.

 

جابجایی (تعویض) در مقابل سرنگونی (براندازی)

میگوییم که جمهوری اسلامی باید برود.  ما برای رسیدن به این هدف مبارزه مدنی را انتخاب میکنیم.  مبارزه مدنی یعنی مبارزه ای که در آن از حداقل خشونت برای رسیدن به مقصد استفاده شود.

سرنگونی یعنی واژگونی، یعنی بزیر انداختن، و براندازی یعنی منهدم کردن، یعنی نابود کردن.  تمام این معانی خشونت را نشان میدهند.  جامعه ای که از ابزار خشونت برای رسیدن به مقصد استفاده کند خشن میشود و پس از رسیدن به مقصد در لذت قدرت خشونت با خود خشونت میکند.  ما این را نمیپسندیم.

جابجایی یعنی چیزی را از جایی به جای دیگر نهادن، تعویض یعنی عوض کردن، یعنی چیزی را بجای چیز دیگری دادن یا مبادله کردن.  در این معانی خشونتی وجود ندارد.

ما "جابجایی" را برای رسیدن به مقصد "جمهوری اسلامی باید برود" انتخاب کرده ایم.

هدف ما جابجا کردن یا عوض کردن حکومت آخوندی با یک حکومت منتخب مردم میباشد.  در این جابجایی خشونتی نخواهد بود و جان و زندگی و آینده آخوندها و عواملشان و خانواده آنها مطابق با "پیمان عفو عمومی" تامین خواهد بود.  چون خشونتی نخواهد شد، جان و مال و زندگی مردمی که در این جابجایی شرکت خواهند کرد سلامت خواهند ماند.  داراییها و اماکن ملی و مملکتی هم دچار خسارت و زیان نخواهند شد.

شاید پرسش شود اگر جمهوری اسلامی مطابق با "پیمان عفو عمومی" نخواهد که جابجا شود چه میگویید؟  پاسخ میدهیم که ما در اجرای پیشنهاد "جابجایی" موفق نشدیم.  شاید که لازم شود چاره "سرنگونی" راهکار بشود و خشونت و کشتار و ویرانی راه رسیدن به مقصد بشود!

 

شورای عالی انتقال (شعا)

نجات ایران از حکومت جهل و جنون و جنایت آخوندی به تنهایی امکان ندارد.  گروهها و افراد علاقمند و داوطلب باید با هم برای رسیدن به این مقصود کار کنند.  شورای نجات یا شورای رهبری و یا شورای همبستگی و یا شبیه به اینها پیشنهاد شده است ولی راه بجایی نبرده اند زیرا که نه تنها در نام بلکه در بنیان اشکال داشته اند.

ما برای مدیریت مبارزه به منظور جابجایی جمهوری اسلامی پیشنهاد "شورای عالی انتقال" را میکنیم.

چرا شورا:  زیرا که شورا یعنی محلی که در آن برای انجام کاری گروهی از آدمها با هم مشورت میکنند و تصمیم نهایی با بررسی و گفتگو و رای اکثریت آن آدمها گرفته میشود.

چرا عالی:  زیرا که عالی یعنی بالا و شورای عالی یعنی بالاترین مرجع.

چرا انتقال:  زیرا هدف ما انتقال قدرت و حکومت از سیستم آخوندی به یک سیستم منتخب مردم میباشد.  ما ادعا یا انتظار به رهبری و یا احراز مقامی در حکومت ایران نجات یافته نداریم.  اگر مامور به خدمت شدیم، انجام وظیفه خواهیم کرد.  ما میخواهیم که قدرت به مردم منتقل شود و باور داریم که در میان مردم ساکن در ایران آدمهای شایسته برای انجام کارها بسیار هستند.

جنبش ایران بزرگ